خرید بک لینک
[email protected]  

مطالبی در اینجا درج می شود که ؛

1ـ درباره یا پیرامون «فریومد/فرومد» باشد.  

2ـ جنبۀ (تاریخی،علمی،فرهنگی) داشته باشد.

3ـ کار علمی یا قابل توجّه از « فریومدیها/فرومدیها» باشد.

برچسب: نویسنده: نیکی رضوانی تاريخ: سه شنبه 29 خرداد 1403 ساعت: 14:05

دُنیا و جِلوِهxad هایِ آن از مَنظَرِ ابن یَمین فَریُومدَی و درآمَدی بر بوطیقایِ قَطَعاتِ شاعر ، مَهوَش شَعبانی ، انتشارات کدیور ( رشت ) ، 1398 ، 112 صفحه پیشگفتاردر این کتاب قَصدِ نِگارنده این است که هُنرِ شاعری امیر فَخرالدّین محمود بن امیریَمین الدّین طُغرایی مستوفی فَریُومَدی مشهور و مُتَخَلِّص به ابن xadیَمین را در قَطَعاتش از زَوایایِ مختلف همچون تَخَیُّل ، موسیقی ، زبان ، شکل ، جامعه xadشناسی و به طورِ عُمده از جَنبۀ مَعناشناختی و زیباشناختی موردِ بررسی قَرار دهد ؛ جَنبه xadای که در آن بر ریشۀ یونانی بوطیقا تکیه می xadشود ؛ یعنی استقلال و ویژگیهای ساختاری اَثَر و اینکه هر اَثَر می xadتواند قَواعدِ زیباشناختی مَعناشناختی مخصوص خود را داشته باشد ؛ بر این اَساس آنچه در نِگَرشِ بوطیقا موردِ توجّه است همنشین ساختنِ دو مقولۀ ذوق و فَهم است . بنابراین وقتی از بوطیقای ابن xadیَمین سُخَن میxad گوییم به مجموعۀ قَواعد و ساز و کارهایی اشاره می xadکنیم که بر بَلاغت و زیباشناسی و نیز جَهانxad شناسی و دَرونمایهxad های فکریِ قَطَعاتِ او حاکم xadاند . هم آنچه ذوقِ ما به راهنمایی آن بتواند با اَثَر خوگر شود و هم آنچه ما را در رسیدن به معناهای آشکار و نَهانِ اَثَر دست گیرد . در نهایت در این پژوهش سَعی بر این است تا با ارائه شَواهدِ گونه xadگون و ژَرفxad اَندیشی در آنها درجۀ اعتبار و اَصالتِ قَطَعاتِ ابن xadیَمین و میزانِ ابتکار و خَلّاقیّت هُنری او و همچُنین مُستَند بودنِ قَطَعاتش را از جَوانبِ گونهxad گونِ اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و ... موردِ اَرزیابی و بَررسی قَرار دهیم . پیش از پرداختن به بوطیقای شِعری ابن xadیَمین ، لازم است که مُختصری توضیح راجع به مُعَرّفی شاعر و همچُنین زندگی و عَصر و جامعۀ او و رویدادها و جُنبشها

برچسب: نویسنده: نیکی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 17 خرداد 1403 ساعت: 18:06

سر آغازقَرنِ هشتم ، دورانِ نابه xadساماني و آشُفتگي کشورِ ايران است و اين آشُفتگي و نابهxad ساماني در تمامِ جَنـبه xadهای « اجتماعی ، سياسي و اَدَبي » کاملاً روشن و آشکار مي xadباشد . حُکومَتِ ايران از حالتِ يکپارچگي خارج مي xadشود و به صورتِ مُلوک الطَّوايفي در ميxad آيد و در هر شَهري و دياري اَميري حُکومَت مي xadکند .يأس و نااُميدي بر دلها مُستَولي گَشته است و هر کَس در پيِ آن است که در اين آشُفته بازار گِليمِ خويش را از آب بيرون بکِشَد .شاعران نيز همين وَضع و حال را داشتند و شايد بدتر هم بودند ، زيرا ديگر پادشاه شاعرنَوازي وجود نداشت و حديثِ بَخششهاي محمود غَزنَوي فِسانه گَشته بود . آفتابِ اَدبيّات در حالِ غُروب بود و چيزي از نور و روشنايي آن نمانده بود . تا اين که شاعري يک لاقُبا که سَر از مُلک جَهانِ گران داشت خوني تازه در رَگهاي جامعه تَزريق کرد و حَياتي تازه و جاودانه بِدان بخشيد .اين رِند حَيات xadبَخشِ عالَم xadسوز کسي جُز خواجۀ شيراز نيست دَرخشِشِ او چُنان خيرهxad کُننده است که بيشتر شاعران در برابرِ او فُروغِ خود را از دست دادهxad اند و در تاريکي و گُمنامي مَحو گشته xadاند .ابن xadيمين دِهقان xadپيشه ، يکي از آن شاعران است و اين رساله در پِيِ آن است که زَنگارِ گُمنامي از چِهره xadاش بِزُدايد ، و او را آن گونه که هست به مردم بِنماياند .اين دِهقانِ شاعر هر چند در بسياري از قالِبهاي شعري و موضوعهاي مختلف شعر ميxad سرود ، امّا هُنَر واقعيِ او در قالبِ قِطعِه و بَيانِ مَضامينِ اخلاقي ، اجتماعي و سياسي است .حَتّي از نَظَرِ سياسي نخُستين کَسي است که قالبِ قِطعِه را براي مَطرَح کردنِ اَنديشه xadهاي سياسي به کار بُرده است . او در اين قالِب مَفاسدِ جامعه و حُکّامِ عَصرِ خود را با بَياني بسيار صَريح بازگو کرد

برچسب: نویسنده: نیکی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 17 خرداد 1403 ساعت: 18:06

حاج علی حبیبی فرزند حبیب ( 3 / 3 / 1301 ـ 3 / 9 / 1390 )با حاج علی حبیبی و کربلا عبّاس قلیچ که دایی xadام بود به تهران رفته بودیم ، صغری قلیچ همسر محمّد حبیبی بود ، در تهران مهمانِ آنها بودیم . روز دوم یا سوم حاج علی به شوخی گفت : بلند شید ، بلند شید برویم که مهمان روزِ اوّل طلاست ! روز دوم مِسه ! روزی سوم پِسِه ! در واقع می xadخواست بگوید ، مهمان باید اندازه نگه دارد .حسنقُلی مهربانی فرزند لُطفعلی ( 12 / 2 / 1267 ـ 12 / 2 / 1384 )خانهxad های جُلو حیاط را برای بازسازی خَراب کرده بودیم ، پدرم و حَسنقُلی همانجا نشسته بودند و صُحبت می xadکردند . پدرم در موردی گِلایه می xadکرد گفت : آیا قانون همین را میxad گوید ؟حَسنقُلی گفت : کِدوم قَنون ؟ کو قَنون ؟ از قَنون ، نونِش رفته ، قَینِش بِمَندَه !محمّد داهی / فِلفِلی فرزند مرتضی ( ... ـ 3 / 4 / 1397 )برای گَچکاری دو اُتاقی که بازسازی کرده بودیم ، پدرم شب دُنبالِ اُستاکار رفت ، محمّد فِلفِلی را گفته بود ، آنها مُزدِ اُستا و اینکه دو اُتاق در سه روز گَچ شود را با هم طِیّ کرده بودند . ولی روزِ سوم تا پاسی از شب هم طول کشید که کار تمام شود . بعد از شام ، پدرم گفت : برای اضافه کارَت هم هر چقدر میxad خواهی بدهم ؟محمّد فِلفِلی گفت : نه عَموحسن ، ما با هم قَرار گُذاشتیم که این کار را سه روزه تمام کنم ، من همان مُزدِ سه روز را بیشتر طَلبکار نیستم . او گاهی سرِ کار با خودش آواز می xadخواند که : من زادۀ علیِّ مُرتَضایم !

برچسب: نویسنده: نیکی رضوانی تاريخ: يکشنبه 6 خرداد 1403 ساعت: 14:18

ابراهیم خُدادادیان ـ کربلا جَعفریک اُتاق در گوشۀ حیاط داشتیم ، نورگیر نداشت ، مادرم رفته بود از همسایه پُشتی بپرسد : آیا اجازه می xadدهد یک پنجرۀ کوچکی به حیاطش بگُذاریم ؟ ابراهیم کربلا جعفر گفته بود : پنجره که سَهل است ، در بگُذارید . ما از شما بَدی ندیدیم . شهربانو آسیابان ـ ابراهیم ( ... ـ 1370 )شهربانو ابراهیم همسایۀ ما بود ، پیرزن چشمانش بسیار کَمxadسو شده بود ، بیشترِ وقتها که میxadخواست به خانۀ پسرش « اکبر » برود ، مرا صدا می xadزد که دستش را بگیرم و او را برسانم . یک بار به مادرم گفته بود : از وقتی علیِ شما برای درس خواندن به دانشگاه رفته ، من او را ندیدهxad ام ، دِلم برایش تَنگ شده است ، این مَرتبه که آمد مرا خبر کُن بیایم ببینَمَش . و مادرم یک بار که می xadخواست از دَربِ حیاط عُبور کند ، خبرش کرد . آمد داخلِ حَیاط و با برادرم احوالپُرسی کرد ، گفت : علیxad جان حالت خوبه ؟ ... حسن زینلی ـ علی xadمحمّد بیگ ( 1312ـ 17 / 11 / 1372 )ما بچّهxad های کتابخانه برای اجرایِ نمایش به فیروزآباد رفته بودیم و شب خیلی دیر برگشتیم ، حسن زینلی و همسرش دِلواپسِ پسرش جواد شده بودند ، شب از شاه xadنشین آمده بودند دربِ حیاطِ ما تا از پدر و مادرم بپرسند چِرا امشب دیر وقت شده ولی بچّهxad ها نیامدهxadاند ؟ وقتی ما با مینی xadبوس برگشتیم ، والدینمان دمِ دَربِ حَیاط منتظر بودند .

برچسب: نویسنده: نیکی رضوانی تاريخ: يکشنبه 6 خرداد 1403 ساعت: 14:18

صفحه بندی